السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

663

تفسير الميزان ( فارسي )

در اسلام با كسى كه همه مردم را بكشد يكسان است ، بخاطر اينكه هر دو به حريم حقيقت تجاوز نموده ، هتك حرمت آن كرده‌اند . هم چنان كه قاتل يك نفر با قاتل همه مردم از نظر طبيعت وجود يكسان است . و اما ملل متمدن دنيا كه به حكم قصاص اعتراض كرده‌اند ، همانطور كه در جوابهاى ما متوجه شديد ، نه براى اين است كه اين حكم نقصى دارد ، بلكه براى اين است كه آنها احترامى و شرافتى براى دين قائل نيستند ، و اگر براى دين حد اقل شرافتى و يا وزنى معادل شرافت و وزن اجتماع مدنى قائل بودند تا چه رسد به بالاتر از آن هر آينه در مسئله قصاص همين حكم را ميكردند . از اين هم كه بگذريم اسلام دينى است كه براى دنيا و هميشه تشريع شده نه براى قومى خاص و امتى معين و ملل راقيه دنيا اعتراضى كه به حكم قصاص اسلام كرده‌اند از اين رو بوده كه خيال كرده‌اند افرادش كاملا تربيت شده‌اند و حكومتهايشان بهترين حكومت است ، و استدلال كرده‌اند به آمارگيرىهايشان كه نشانداده در اثر تربيت موجود ، ملت خود به خود از كشتار و فجايع متنفرند و هيچ قتلى و جنايتى در آنها اتفاق نمىافتد ، مگر بندرت و براى آن قتل نادر و احيانى هم ، ملت به مجازات كمتر از قتل راضى است ، و در صورتى كه اين خيال ايشان درست باشد اسلام هم در قصاص كشتن را حتمى و متعين ندانسته ، بلكه يك طرف تخيير شمرده و طرف ديگر تخيير را عفو دانسته است . بنا بر اين چه مانعى دارد حكم قصاص در جاى خود و به قوت خود باقى بماند ، ولى مردم متمدن ، طرف ديگر تخيير را انتخاب كنند و از عقوبت جانى عفو نمايند ؟ . هم چنان كه آيه قصاص هم خودش به اين معنا اشاره دارد ، مىفرمايد : هر جنايتكار قاتل كه برادر صاحب خونش از او عفو كرد و به گرفتن خون بها رضايت داد ، در دادن خون بها امروز و فردا نكند و احسان او را تلافى نمايد ، و اين لسان ، خود لسان تربيت است مىخواهد به صاحب خون بفرمايد : ( در عفو لذتى است كه در انتقام نيست ) و اگر در اثر تربيت كار مردمى بدينجا بكشد ، كه افتخار عمومى در عفو باشد ، هرگز عفو را رها نمىكنند و دست به انتقام نميزنند . ( و لكن مگر دنيا هميشه و همه جايش را اين گونه اجتماعات راقى متمدن تشكيل داده‌اند ؟ نه بلكه براى هميشه در دنيا امتهايى ديگر هستند ، كه درك انسانى و اجتماعيشان به اين حد نرسيده ، ) لا جرم در چنين اجتماعات مسئله صورت ديگرى به خود مىگيرد ، در چنين جوامعى عفو به تنهايى و نبودن حكم قصاص ، فجايع بار مىآورد ، به شهادت اينكه همين الآن به چشم خود مىبينيم ، جنايتكاران كمترين ترسى از حبس و اعمال شاقه ندارند و هيچ اندرزگو و واعظى